تبليغاتX
تبليغات X

وبلاگ تخصصی برق دانشگاه یزد ورودی 87

.

.

به نام خدا
با سلام خدمت تمام دوستان عزیز :
به همراه بعضی از دوستان تصمیم گرفته بودیم که یک وبلاگ درست کنیم و همزمان باپیشرفت خودمون در رشته برق اطلاعاتمون رو با هم به اشتراک بزاریم و محیطی درست کنیم برای همکاری، ایجاد علاقه , هیجان کاری و ...
امید داریم که وبلاگ برق 87 محیطی رو ایجاد کنه برای پیشرفت خود ما و سایر هم رشته ای ها .
با تشکر .

ایمیل مدیر :



RSS
خدا حافظی . . .
موضوع : اخبار دانشگاه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه هشتم اسفند 1389 در ساعت 18:45
بسمه تعالی

خدارا شاکرم که توفیق عمره (حج اصغر) را به من داد تا بتوانم نایب الزیاره شما دوستان عزیز باشم .

قبل از هرچیز به خاطر اینکه نتوانستم حضوری از شما عزیزان خداحافظی کنم عذر خواهی می کنم چونکه ساعت 6 بعد از ظهر 7/12 خبر دار شدم که باید ساعت 5 صبح 8/12 در فرودگاه باشم و اما امیدوارم شما دوستان بنده را به نقص هایی که گاه از خود بروز داده ام و یا غیبت هایی که در اثر نفوذ شیطان کرده ام و یا حرف هایی که بعضا زده ام و به خاطر آنها متضرر شده اید بنده را حلال کنید .
ارادتمند شما

محمد علی در علی فراشاه


.:: ::.
یکی معنیش کنه اینو ...
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 در ساعت 16:57


.:: ::.
وصیت لقمان حکیم به پسرش نسخه ۲۰۱۰
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 در ساعت 15:26

*پسرم! گروهی ، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محليشان کنی

از گزندشان بی امانی. پس در احترام ،اندازه نگهدار*

 

*پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. خون خودت را کثیف نکن- ضمنا

چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند**.*

 

*پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن*

 

*پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا

بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز**

…*

 

*هان ای پسر! در پیاده رو که راه می روی، از کنار برو. ملت می خواهند از کنارت

رد شوند*

 

*پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن*

 

*پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چه، پس فردا تقش درمی آید که آنی که

تو می خواستی نیست و حالا خر بیار و معرکه بارکن*

 

*پسرم! اگر به ناچار به جریانی متمایل شدی، جایی برای نفس کشیدن خود و رقیبت

بگذار. نه او را چنان به زمین بکوب و نه خود را چنان بالاببر. دیرزمانی نیست که

جایتان عوض شود*

 

*پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن*

 

*هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی

را به خاطر مواضعش مرنجان**.*

 

*پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را

بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند*

 

*پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک

و راست بگو. هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش*

 

*پسر! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک

رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند*

 

*پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی ، “پاور پوینت” را فرابگیر*

 

*پسرم! در اداره ای استخدام شدی هرچه دستمال از جیب هایت دوربریز. آب بینی ات

را پیراهن تمیزکنی بهتر است تا کسی دستمال در دستت ببیند*

 

*پسرم! قطار اندیمشک – تهران زمستانش گرم و جانسوز است و تابستانش سرد و

استخوان سوز. لباس مناسب با خودت ببر*

 

*پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی*

 

*پسرم! در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. “استاد” باید خودش

بیاید، زورکی که نیست*

 

*پسرم! اگر آلبوم های موسیقی دل آواز و هرمس و آوای شیدا گرانتر از چهار

هزارتومان شد ، دیگر نخر. با این حال نصیحت قبل از قبلی را آویزه گوش کن*

 

*پسرم! اقل کم! ماهی یک بار آژانس شیشه ای را ببین**.*

 

*پسرم! اگر توانستی استخدام شوی، در اداره با دو کس رفیق شو آنچنان که دانی**.*

*

آبدارچی و یکی از بچه های حراست. هرکدام باشد توفیری نمی کند.*

 

*پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری*

 

*فرزندم! هیچ کس تنها نیست**.*

 

*پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن*

 

*پسرم! آنتی ویروس “بیت دیفندر” اوریجینال نصب کن. پول “رجیستر” به میزان ده

سال را کنار گذاشته ام. با احتساب تورم جهانی و تحریم و فیلتر و نوسان بازار.

مادرت جای آن را می داند*

 

*هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار ار می شناسی خودت را به نفهمی بزن*

 

*پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا

در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم

*

 

*پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از

مادرت*

 

*پسرم! می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را

ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان*

 

*پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست*

 

*هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو.

اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت*

 

*پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است**.*

 

*پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد ، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت

حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟*

 

*پسرم! نامزد انتخابات شدی ، اول یا داماد لُرها شو یا تُرک ها که تو را در

انتخابات تنها نگذارند*

 

*هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ …

خودت نقطه چین ها رو پرکن*

 

*پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ

توی اتاق پشتی است**.*

 

*پسرم! شهر ما خانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول

اتاقت رو از این ریخت در بیار*

 

*پسرم! در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو

را برمی گزینند “شیر” کن*


.:: ::.
شیوه ی اداره ی کشور به دست.....
موضوع :
نویسنده ادمین تاریخ ارسال چهارشنبه پانزدهم دی 1389 در ساعت 14:53


.:: ::.
نمونه سوالات ماشین
موضوع : علمی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال سه شنبه چهاردهم دی 1389 در ساعت 23:19
سلام

خیلیا این نمونه سوالات ماشین که استاد جلسه آخر دادن را ندارن

یکیش همین سید خودمون که ما رو کشت این قدر گفت واسم بفرست

اما هر که نداره دانلود کنه از لینک زیر که به صورت عکس هست

لینک دانلود نمونه سوالات ماشین با جواب

ایشالا شب امتحانی موفق باشین 


.:: ::.
یزد شهر ترین ها
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال چهارشنبه یکم دی 1389 در ساعت 9:36


یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. همین دو ویژگی کافی است تا ایرانیان بدانند کشوری به وسعت تاریخ جهان دارند و شهری کویری که می توانند خشت به خشت، ریگ به ریگ و لحظه به لحظه تاریخ آن را به رخ جهانیان بکشند.

دومین شهر تاریخی جهان "برترین" جاذبه های گردشگری، تاریخی و میراث فرهنگی زیادی دارد که هر کدام از آنها می تواند به تنهایی جاذبه ای منحصر به فرد برای بازدید گردشگران و دوستداران میراث فرهنگی و تاریخ ایران و جهان باشد. این شهر به شهر بادگیرها معروف است. به دارالعباده، شهر دوچرخه‌ها، شهر شیرینی، شهر قنات و قنوت و قناعت و شهر آتش و آفتاب.




تاریخ نویسان معتقدند که قدمت یزد به پیش از اسلام می رسد. عده ای هم می گویند که شاید شهر تاریخی یزد را باید در نقطه دیگری غیر از مکان کنونی آن جستجو کرد. اما با این حال قدمت بسیاری از آثار تاریخی کشف شده در شهر یزد به قرن پنجم هجری باز می گردد. در عین حال کشف بناهای دیگری متعلق به قرن های دوم و سوم هجری، تردیدها را در تخمین قدمت شهر یزد بیشتر می کند. در هر صورت تاریخ سکونت انسان در این خطه از هزاره سوم پیش از میلاد فراتر رفته است، به طوری که در عهد پیشدادیان طایفه های در حال کوچ از بلخ به پارس، این سرزمین را یزدان نامیدند و از آن زمان به بعد یزد محل عبادت شد.

یزد را از آن جهت امن ترین شهر می دانند که جنگ و بلایای طبیعی تاکنون نتوانسته به آن صدمه ای وارد کند. به همین دلیل است که تاریخ نویسان از آن به عنوان امن ترین شهر ایران یاد کرده اند. مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی نیز درباره یزد می گوید که تجار جاده ابریشم این شهر را به لحاظ امنیت مالی و جانی آن دوست دارند.

ادامه مطلب را از دست ندین تا بدونین یزد چیه

ادامه ی مطلب ...
.:: ::.
بدون شرح ...
موضوع : متفرقه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 در ساعت 20:23


.:: ::.
فرشته ...
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه دوازدهم آذر 1389 در ساعت 19:53
يه زوج 60 ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن.

وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به هم...ديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!

زن از خوشحالي پريد بالا و گفت:

! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد !

حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .

مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:

… اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد

! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه 33 سال از من كوچيكتر باشه

زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد 99 سالش شد !!!

نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!

.:: ::.
ضد حال رییس
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه دوازدهم آذر 1389 در ساعت 19:51
يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند…

يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…

جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم…
...
منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم !

پوووف! منشي ناپديد ميشه ...

! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من

من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…

مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !


.:: ::.
مشاور ...
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 در ساعت 16:51

.:: ::.
شیرازی بازی ...
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه نهم آبان 1389 در ساعت 12:39


.:: ::.
خودرو هیبریدی آرسن دانشگاه یزد
موضوع : پژوهشی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه بیست و سوم مهر 1389 در ساعت 5:1
سلام

ARSEN hybrid electric vehicle

 به مناسبت اعلام نتایج مرحله  طراحی مفهومی مسابقات ملی طراحی خودرو هیبرید  گفتم یه معرفی داشته باشم

این مسابقات از طرف دانشگاه صنعتی شریف پژوهشکده شهید رضایی برگزار شده.

خوشبختانه ما تونستیم با وجود یه سری بی نظمی ها که تو کار پیش اومد .در مرحله طراحی مفهومی رتبه نهم رو از بین حدود ۱۳۰ تیم که از سراسر کشور ثبت نام کرده بودند که البته فقط ۴۷ تا از اون ها تونستند به مسابقه برسند کسب کنیم.

   اول بگم که خودرو هیبرید الکتریکی چیه

      هیبرید در لغت به معنای دو یا دوگانه هست و منظور ما از خودرو هیبرید الکتریک خودرویی هست که هم با بنزین کار میکنه و هم با برق و این دو به صورت هوشمند طوری در ارتباط با هم کار میکنندکه مصرف سوخت بهینه بشه

    خودرو هدف یک خودرو ۴ نفره استاندارد شهری است که باید بتونه با ۲ کیلو وات ساعت باطری داده شده ۲۰ کیلومتر رو در برد تمام برقی طی کنه و همچنین در حالت هیبرید)دو گانه( بتونه با ۲ لیتر بنزین و همونقدر باتری ۷۰ کیلومتر رو در زمان ۸۰ دقیقه طی کنه

همچنین یک سری تست شیب روی و شتاب و سرعت هم وجود داره

برای اطلاعات بیشتر میتونید به وب سایت www.imdc.ir مراجعه کنید

خوشبختانه تابستون امسال بچه های مکانیک تصمیم گرفتند که توی این مسابقه شرکت کنند و برای بخش برق با من و یه سری دیگه از بچه ها تماس گرفتند چند تا بچه ها خودشون نخواستند کار کنند

   اعضای بخش برق تیم در این مرحله  من بودم به عنوان سرپرست تیم آقای سینا طاهری آقای ناصر ملکی آقای علی صالحی  آقای میلاد رضایی و آقای پدرام کارگر هم  اعضای تیم بودند که البته آقای رضایی به دلیل مشغله کاری تو همون مرحله از تیم رفتن بیرون و آقای صالحی و ملکی هم به دلیل مشغله کاری خودشون بعد از طراحی مفهومی از تیم خارج شدند.

   الان یک نفر دیگه از بچه ها به تیم اضافه شده ولی ما هنوز به ۱ یا ۲ نفر دیگه احتیاج داریم به همین دلیل بچه هایی که تمایل دارند می تونند به من  مراجعه کنند

  برای این کار باید واقعا بتونید روی پروژه وقت بزارید و با تیم هم کاری کنید مسئولیت پذیر باشید و کار هایی که به عهدتون گزاشته میشه رو به خوبی انجام بدید

  از همین الان باید بگم که این پروژه خیلی وقت گیر خواهد بود و ممکنه که لازم باش ما بین ۲ ترم هم کار کنیم  و حتی غیر از ۳ یا ۴ روز اول عید در طول عید هم کار کنیم البته ممکنه .و  امیدواریم که پیش نیاد.

بچه هایی که زبان انگلیسی شون خوب باشه و کار با کامپیوترشون هم خوب باشه اولویت دارد.

 

 

 


.:: ::.
پروژه
موضوع : پژوهشی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه بیست و سوم مهر 1389 در ساعت 4:13
سلام

می خوام ببینم کیا فقط حرف میزنند و کیا اهل عمل هستند

 کسایی که میگن از کجا شروع کنیم یا علی

۱- ما برای تیم طراحی خودرو هیبریدی هنوز عضو لازم داریم که تو پست بعد توضیح میدم

۲-همونطور که گفتم یه سری از بچه های مکانیک برای شرکت تو مسابقات شناور هوشمند اقدام کردند و احتیاج اساسی به بچه های برقی دارند که به من گفتند من به دلیل مشغله پروژه خودرو هیبریدی به اون یکی نمیرسم و از من خواستند که اگر تونستم بچه های برقی که بخوان کار کنند رو بهشون معرفی کنم

   این پروژه باید تا مرداد سال آینده آماده بشه و احتمالا کار با ای وی آر دارند و کنترل موتور ها و ... و نسبتا پروژه سنگینی هست

اگر کسی خواست تو این پروژه کار کنه باید وقت مناسبی رو روش بزاره مسئولیت پذیر باشه هر جا گیر کرد از بقیه کمک بخواد انگیزه خوبی داشته باشی و تا یه جای کار دید ست شد نزنه کنار بره دنبالش و حلش کنه

بچه هایی که داوطلبند میتونند به من مراجعه کنند یا بهم ایمیل بدند sina.sedaghat@gmail.com

3-مسابقات طراحی پرنده بدون سرنشین:

  این مسابقات هم میتونه یه مسابقه خیلی عالی باشه که البته خیلی سنگینه ولی اصلا ترسی نداشته باشید حتی اگر تاحالا اصلا کار نکردید و هیچ اطلاعاتی در مورد هیچ چیزی ندارید

برای اینکه کار راه بیفته من تیم رو براتون راه میندازم فقط یه مشکلی که هست اینه که تا 28 مهر ماه باید تیم ثبت نام بشه به همین دلیل اگر میخواید کار کنید باید همین سریعا اعلام آمادگی کنید

(البته فکر میکنم که انجمن مکانیک داره یه کار هایی میکنه که اگر بتونیم از اون طریق اقدام کنیم خیلی خوب میشه)

 www.IUDC.ir   این هم سایت مسابقاتش هست

لطفا هر کسی هم که این پست رو دید به هر کسی که میشناسه خبر بده که سریع کار ها پیش بره

برای هماهنگی باز یا میتونید بهم میل یدید یا اینکه تو دانشگاه بیایید پیشم


.:: ::.
از کجا شروع کنیم
موضوع : پژوهشی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه بیست و سوم مهر 1389 در ساعت 3:35
      با سلام خدمت دوستان عزیز و همچنین جناب دکتر شاه نظری که به ما لطف دارند و وبلاگ رو می خونند

 می خواستم ادامه بحث محمد رضا جان رو بدم

  بچه ها پرسیدن از کجا شروع کنیم : من میگم از خودمون

   همون جوری که گفتند ما که اومدیم تو دانشگاه یزد حالمون گرفت که چرا این دانشگاه اینقدر ضعیف هست خیلی هامون از اوالش دنبال یک چیز دیگه بودیم دنبال یه تحقیقات درست و حسابی و ...

   حالا دیگه وقتشه که ما ۸۷تی ها یه دستی به سر و روی این دانشگاه بکشیم

   این دانشگاه رو به دانشگاهی تبدیل کنیم که دنبالش بودیم ما ۸۷ تی ها سرشار از انگیزه ایم فقط کافیه بتونیم استارت خوبی بزنیم. میتونیم یه کاری کنیم که کم کم دانشگاه یزد قاطی دانشگاه های خوب بشه

   از جمله کارایی که امسال تو دانشگاه یزد انجام شده  یا داره انجام میشه این ها رو من میدونم

  •       تیم زیر دریایی دانشگاه تو مسابقات کشوری چهارم شد
  •      تیم طراحی خودرو تشکیل شد و داره کار میکنه و فعلا توی مرحله اول از بین حدود ۱۳۰ تا تیم که ثبت نام کرده بودند نهم شده.
  •     یه سری از بچه ها دارن روی استفاده از سلول خورشیدی تو ساختمان فنی ۱ کار می کنند.
  •    ۲ تا تیم از بچه های عمرانی دارن تو مسابقات ساخت قایق بتنی که میکنند که  تا چند هفته دیگه مسابقاتشون انجام میشه.
  • یه سری از بچه های دیگه دارن برای مسابقات طراحی شناور هوشمند کار میکنند
  • و ...

به غیر از این ها خیلی از بچه ها پروژه های شخصی خودشون رو دارند

   می دونید مشکلی که بوده وقتی که ما وارد شدیم این قدر دانشگاه رو ضعیف دیدیم اینه که هر کسی برای خودش یه پروژه انجام میداده حالا به نتیجه میرسیده یا نه دیگه اصلا ول میشده

   نفر بعد که میخواسته بیاد دوباره از صفر باید کار کنه حتی اطلاع پیدا نمیکرده که کسی کاری تو یه زمینه انجام داده و از صفر صفر کار میکرده به همین دلیل هست که دانشگاه همش درجا میزنه

 یکی از بزرگ ترین مشکل ها نبود یک ارتباط مناسب بین ورودی های سال های مختلف هست که باید به یک نحوی جبران بشه ممکنه برای ما که الان داریم کار میکنیم این ایجاد ارتباط جز زحمت چیزی نداشته باشه ولی کاریه که اگر بتونیم انجامش بدیم برای همیشه ماندگار خواهد شد و میتونیم بهش افتخار کنیم که ما باعث پیشرفت دانشگاه یزد شدیم( این بحث بمونه برای بعد)

از کجا شروع کنیم:

   بهتون میگم از کجا شروع کنیم یه تیم جمع و جور کنید توی یه مسابقه دانشجویی شرکت کنید یا از یکی از اساتید بخواهید که یه پروژه براتون تعریف کنه و روش کار کنید.

به طور مثال پژوهشکده شهید رضایی دانشگاه شریف به تازگی ثبت نام برای مسابقات ساخت هواپیمای بدون سرنشین رو شروع کرده خیلی فرصت خوبیه میتونید یه تیم ببندید و کار کنید و یه سری مکانیکی هم بیارید.

    یه نکته خیلی مهم که باید بگم اینه که اولش همه میگن خب من که چیزی بلد نیستم برم تیم بدم چه کار ولی من بهتون میگم که من که سرپرستی تیم خودرو هیبرید رو قبول کردم هیچی نمیدونستم نه ای وی آر کار کرده بودم نه کلاسی چیزی رفته بودم نه میدونستم شارژر باتری چیه نه ... بوق بوق بودم

ولی الان همه چی میدونم همش ظرف ۲ ماه تحقیقات در مورد پروژه یعنی پروژه این نیست که یه چیزی بلد باشی بخوای حالا بری پیادش کنی و امتیاز بیاری از دید من انجام پروژه اونه که قبلش چیزی بلد نباشی و بری تحقیق کنی و یاد بگیری حالا مقام هم آوردی چه بهتر ولی همه ارزشش به یاد گیریشه و اصلا مقامی که میاری مهم نیست

  در طول انجام این پروزه همه چیز میاد دستتون واقعا یه چراغ براتون روشن میشه و از حالت کوری تو رشته برق بیرون میاید آینده شغلیتون رو میتونید ببینید و انتخابش کنید

کار گروهی رو به خوبی یاد خواهید گرفت در آینده می تونید بر پایه همین تیم یه شرکت راه بندازید

بهتون قول میدم که درس خالی فایده نداره

من این ترم فقط ۱۶ واحد برداشتم و قصد دارم ۹ یا ۱۰ ترمه دانشگاه رو تموم کنم چون می خوام وقتم رو بزارم روی پروژه و واقعا به کمکی که این پروژه ها میتونه بهم  بکنه ایمان پیدا کردم

موفق باشید

یه خبر هم  بهتون بدم که البته خیلی هاتون ممکنه ازقبل بدونید یه مثال ساده از کار آیندمون

جناب آقای امین زاهدی فرد (از بچه های ورودی ۸۵) و دوستانشون بعد از موفقیت های خیلی زیاد در مسابقات کشوری و بین الملل در تیم رباتیک  راک الان یه شرکت تاسیس کردند در ضمینه  رباتیک و آموزش مهندسی برق و الان واقعا درامد خیلی عالی ای از بخش رباتیک دارند

که من پیشنهاد میکنم که بچه ها حتما برن پیششون و از تجربیاتشون استفاده کنند.


.:: ::.
ما هفتی ها
موضوع : متفرقه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال شنبه هفدهم مهر 1389 در ساعت 17:17
این روزها هشتاد و هفتی بودن یعنی دانشجوی ترم پنج.یعنی طی شدن دو سال و خرده ای از عمر دانشجو بودن ما.از اون روزهای ترم یک که مجبور بودیم ننگ صفری بودن رو تو سینه حبس کنیم و به امید سال بالایی شدن روزگار بگذرانیم امروز دیگه دو سال گذشته و می تونیم رو خودمون به عنوان یه سال بالایی حساب کنیم.دوران ترم یک روزگار خوشیه برای هر دانشجو، به خصوص برای خوابگاهی ها که استقلال و آزادی واقعی رو با هم بدست می یارن و بدون آقابالا سر فقط و فقط با انواع روش ها خوش می گذرونن.

گذر زمان اما کمکم این انرژی اولیه رو تحلیل داد.یه عده ای تو نخ درس رفتن،یه عده رفتن دنبال موسیقی، هنر و خلاصه به مرور جمع ها کوچک و کوچک تر شد.امروز دیگه بعد دو سال هر چند نفری برا خودشون یه اکیپ دارن و با خودشونن.

روزی که فهمیدیم دانشگاه قبول شدیم بدون استثنا خوشحال بودیم.انگار یه سد بزرگ که جلو راه زندگی آدم رو گرفته دیگه برداشته شده و جاده ی خوشبختی دیگه باز بازه.ته دلمون به خودمون افتخار هم می کردیم(به خصوص ما برقی ها)اما مشکل از وقتی شروع شد که واقعیت دانشگاه رو با چشمامون دیدیم و با دست هامون لمس کردیم.نه دانشگاه اون کاخ آرزوهایی که فکر می کردیم نبود و نیست.

محیط آزمایشگاه ها رو  همه دیده اند، سطح علمی اساتید(حداقل اونایی که با ما بیشتر کلاس داشتن) هم نیازی به گفتن نداره.کانون ها که اکثرا غیرفعالن،حتی کانون تئاتر و موسیقی هم نداریم.نشریات همه توقیف شدن و دیگه هم مجوزی داده نشد،تشکل های سیاسی همه عملا به یک سمت حرکت می کنند و فقط عده ای خاص می تونن اونجا فعالیت داشته باشن.
توی این فضا دانشگاه ما رو به کجا می رسونه؟واقعا در ازای چهارسال از عمر آدم،به غیر از یه مدرک چه چیز دیگه ای قراره از دانشگاه بگیریم؟مگه قرار نبوده دانشگاه مبدا تحولات جامعه باشه، با این وضع واقعا دانشجو ها بعد از فارغ التحصیلی چه فرقی با بقیه مردم دارن؟چه تحولی رو می تونن توی جامعه ایجاد کنن؟

آیا بهتر نیست جو دانشگاه رو کمی عوض کنیم؟تا بعد چهارسال یه اثری از خودمون توی یه جامعه کوچک به جا گذاشته باشیم؟آیا این جو بی روح حق ما و بقیه است؟
خیلی فکر کردم روی اینکه چجوری میشه این فضا رو آرام آرام تغییر داد اما هر راهی هر بار به بن بست خورده بعضی هاش از طرف خود ما دانشجوها و بعضی از طرف مسئولین.
اما بد هم نیست اگه یه بار راجع به این قضیه هم فکری کنیم.چجوری می شه فضای بی روح دانشگاه یزذ رو یه تکونی داد؟

امیدوارم توی پست بعدی بشه یه جمع بندی روی نظرات انجام داد.



.:: ::.
علت درس نخوندن دانشجویان کشف شد !
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه یازدهم مهر 1389 در ساعت 8:35

علت درس نخوندن دانشجویان کشف شد .


1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا'' 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا'' 15 روز میشود.پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا'' 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6) 1ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید.پس 6 روز باقی میماند.

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است.

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1روز باقی مانده همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!

نتیجه ی اخلاقی: پس یک دانشجوی نرمال نمیتواند درس بخواند


.:: ::.
واسه اینکه فعال باشیم
موضوع : متفرقه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 در ساعت 11:40

فروتني فرياپت

اردوان (سومين پادشاه اشكاني و فرزند تيرداد يكم) پادشاه ايران از بستر بيماري برخواسته بود با تني چند از نزديكان ، كاخ فرمانروايي را ترك گفت و در ميان مردم قدمي مي زد . به درمانگاه شهر كه رسيدند اردوان گفت به ديدار پزشك خويش برويم و از او بخاطر آن همه زحمتي كه كشيده قدرداني كنيم . چون وارد درمانگاه شد كودكي را ديد كه پايش زخمي شده و پزشك پايش را معالجه مي نمايد .

مادر كودك كه هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله به پزشك مي گفت خدا پاي فرزند پادشاه را اينچنين نمايد تا ديگر اين بلا را بر سر مردم نياورد .

پادشاه رو به زن كرده و گفت مگر فرزند پادشاه اين بلا را بر سر كودكت آورده و مادر گفت آري كودكم در ميانه كوچه بود كه فرزند پادشاه فرياپت با اسب خويش چنين بلايي را بر سر كودكم آورد .

پادشاه گفت مگر فرزند پادشاه را مي شناسي ؟ و زن گفت خير ، همسايگان او را به من معرفي كردند ..

پادشاه دستور داد فرياپت را بياورند پزشك به زن اشاره نمود كه اين كسي كه اينجاست همان پادشاه ايران است ..

زن فكر مي كرد به خاطر حرفي كه زده او را به جرم گستاخي با تيغ شمشير به دو نيم مي كنند . پسر پادشاه ايران را آوردند و پدر به او گفت چرا اينگونه كردي و فرزند گفت متوجه نشدم .و كودك را اصلا نديدم .

پدر گفت از اين زن و كودكش عذرخواهي كن ......

فرزند پادشاه رو به مادر كودك نموده عذر خواست پادشاه ايران كيسه ايي زر به مادر داده و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ايران ، زورگويي و اذيت خلق خويش نيست .

زن با ديدن اين همه فروتني پادشاه و فرياپت به گريه افتاد و مي گفت مرا به خاطر گستاخي ببخشيد .

و پادشاه ايران اردوان در حالي كه از درمانگاه بيرون مي آمد مي گفت : فرزند من بايد نمونه نيك رفتاري باشد. . .

انديشمند يگانه كشورمان ارد بزرگ مي گويد : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يك كودك باشد.

.:: ::.
زندگی خوابگاهی به روایت تصاویر
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 در ساعت 11:51

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

 

 ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست 

 

 

 ساعت ۴ صبح هنگام خواب       

 

وضعیت تحصیل در خوابگاه 

 

اولین روزهای خوابگاه

 

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز 

 

پایان گفت و گو 

 

امکانات غذایی در خوابگاه 

 

طریقه ظرف شستن در خوابگاه   

 

 

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان 

 

و این هم آخر عاقبتش!! 


.:: ::.
موتور جستوجوگر علمی googler.ir
موضوع : علمی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال شنبه سیزدهم شهریور 1389 در ساعت 12:17
سلام به همه مهندس های برق  عزیز مخصوصا ۸۷ تی ها

   یکی از بیشترین کار هایی که ما همیشه باهاش درگیر هستیم سرچ کردن تو گوگل هست برای مقاله کتاب مدار ... و همیشه از هر ۱۰ تا لینکی که باز میکنیم ۸ تاش تبلیغ هست و چرت و پرت که وقت رو میگیره و جستجو را سخت میکنه

    برای رفع این مشکل یه عده از دوستان از انجمن مهندسین ایران زحمت کشیدند و یک موتور جستجو گر راه اندازی کردند که تمام صفحات تبلیغی و بی خاصیت رو حذف میکنه و ما میتونیم به راحتی باهاش به سرچ خودمون برسیم

www.googler.ir

این موتور جستجو بی نظیره و واقعا کار  رو راه میندازه

موفق باشید


.:: ::.
چه کنیم ..... ؟
موضوع : اخبار دانشگاه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال سه شنبه نهم شهریور 1389 در ساعت 13:5
سلام به همه ...

داشتم حساب میکردم و به خودم میگفتم که بعد از رمضان که آدم به هیچ کاریش نمیرسه با دوستان بریم بیرون و ... که محمد رضا حالم را گرفت !!

آخه فهمیدم درست روز بعد از رمضان اولین روز تشکیل کلاس ها بر طبق تقویم دانشگاه هست !!!

این یعنی خدای ضدحال !!

چندی از دوستان هم تو نظرات اعلام کرده بودن بیایم و این ترم یه خورده دیرتر بریم سر کلاس واسه کلاس کار !!

پایه هاش بیان بگن چی به چیه و چی کار کنیم و کلا بحث در مورد دانشگاه و اوضاع انتخاب واحد و اساتید جدیدی که تشریف آوردن هین جا !!!

هر که پایس خرجش یه نظره

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ....



.:: ::.
انشاء در مورد حیوانات
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 در ساعت 15:37
ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور . ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم، بابایمان هم همینطور

بابایمان همیشه وقتی ‌با ما حرف می‌زند از حیوانات هم یاد می‌کند. مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت : "توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟

وهر وقت ما پول میخواهیم می گوید: "کره خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پیش وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان رفتیم خونه عمه زهرا اینا یک تاکسی داشت می زد به پیکان بابایمان , بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت: "مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت: "کور باباته یابو، پیاده می‌شم همچین می‌زنمت که به خر بگی‌ زن دایی بابایمان هم گفت: "برو بینیم بابا، جوجه!" و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی ‌گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت: "مگه کرم داری آخه خرس گنده؟ مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟

ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان می‌دهد دوست می‌داریم. البته علی‌آقا شوهر خاله مان می‌گوید که تلوزیون فقط شده راز بقا فامیل های ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند. پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید!

ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم. البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد. حتما دردشان نیامد!

ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ میگفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمی‌گفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سرما را نبرد

ما نتیجه می گیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتوانیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آن ها را به دیوار بچسبانیم و به آن ها مهرورزی کنیم و نمی دانیم اگر در ایران به دنیا نیامده بودیم چه غلطی باید می‌کردیم


.:: ::.
شب امتحان– خوابـگاه دخــتـران-خوابــگاه پســران
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 در ساعت 17:37
شب – خوابـگاه دخــتـران – سکـانس اول: 

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد!دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)



شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

(در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه پرسپولیسی ابکشه!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند

.:: ::.
همایش علمی
موضوع : اخبار دانشگاه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال شنبه بیست و سوم مرداد 1389 در ساعت 19:26
دوستان سلام.

امیدوارم تابستونتون تا حالا پر بار بوده باشه.

خب نتیجه قطعی شد

بالاخره دوستان تصمیم گرفتم یه همایش علمی را واسه همه ترتیب بدن.

یه مسافرت 3-4 روزه به تهران.

تهران میریم چون یه همایش تو دانشگاه تربیت مدرس هست !

زمان سفر اواخر شهریور و هزینه حدود 50 هزار تومان خواهد بود

اونایی که پایه هستن همین جا تو نظرات اعلام کنن

با تشکر!


.:: ::.
شما هم دعوتین
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 در ساعت 11:16

کارت عروسی سال 1362


.:: ::.
فقط برای خنده
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال شنبه شانزدهم مرداد 1389 در ساعت 18:23

این پست را گذاشتم فقط برای خنده نه بیشتر !!

نقل است از یک آخوند حاضر جواب اصفهانی پرسیدند آیا تا به حال پیش آمده است در پاسخ به متلکی ناتوان شوی ؟

جواب داد 1 بار !

و آن موقعی بود که یک سپیده دم بارانی برای پیش نمازی به مسجد میرفتم و کوچه پر از گل و لای بود ناگهان در یک چاه فاضلاب افتادم و تا کمر در مدفوع و ادرار فرو رفتم ...

در فکر این بودم که اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض کنم نماز مومنان قضا خواهد شد و اگر با همین وضع به مسجد بروم که نمیتوانم نماز را اقامه کنم که خانم جوانی رسید و مرا در این حالت دید و با لبخند شیطنت آمیزی پرسید :

حاج آقا چرا اینقدر تو خودتون فرو رفتین ؟


.:: ::.
چند تا عکس جالب
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال شنبه شانزدهم مرداد 1389 در ساعت 11:32

ساعت کار 11 صبح الی ...   !!!!!



شیوه های نوین عکس برداری 



.:: ::.
تست بسیار جالب : این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه پانزدهم مرداد 1389 در ساعت 13:7
هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید!فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!این بازی نتیجهای شاید خنده دار و در عین حال…

شگفت انگیزی خواهد داشت!

واسه خودم به شخصه 70-80 درصد درست از آب در اومد

توجه کنین نمیشه این بازی را 2 بار انجام داد پس تقلب نکنین

متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)

مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!

خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.

۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید.

۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.

قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !

۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید.

۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)

۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!

و حالا کلید رمز گشایی این بازی در ادامه مطلب

ادامه ی مطلب ...
.:: ::.
آیا میدانید ؟
موضوع : متفرقه
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه پانزدهم مرداد 1389 در ساعت 13:4

فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد.

ستاره دریایی مغز ندارد.

اختاپوس سه قلب دارد.

قلب میگو در مغز آن است.

ماهی قرمز تنها وقایع تا سه ثانیه قبل را به یاد می آورد.

مورچه ها هرگز نمی خوابند.

اگر ماهی قرمز را در محل تاریکی نگه دارید کم کم یه سفید تغییر رنگ می دهد.

سگ های خال دار بدون خال متولد می شوند.

حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند.


موریانه ها وقتی به موسیقی هوی متال گوش می دهند چوب را با سرعت دو برابر می خورند.

مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است.

صدای نهنگ آبی بلند ترین صدایی است که یک موجود زنده می تواند تولید کند.

ساس ها می توانند ۱۳۰ بار بلندتر از طول خود بپرند. یعنی در مقایسه،  یک فرد ۱۷۰ سانتی اگر توانایی مانند ساس ها داشت باید می توانست حدود ۶۸۰ متر بالا بپرد!

دایناسور استگوساروس حدود ۹ متر طول داشت اما مغزش به بزرگی یک گردو بود.

وقتی ملکه  زنبور عسل وارد کندو  می شود،  آواز خاصی را زمزمه می کند، به این منظور که زنبورهای کارگر را تحریک کرده تا اگر ملکه  دیگری وجود دارد به خاطر وی بجنگند.

خرس های قطبی می توانند تا ۲۵ مایل در ساعت( معادل تقریبا ۴۰ کیلومتر در ساعت) دویده و تا ۶ پا (۱٫۸۲ متر) در ارتفاع بپرند و همچنین با توجه به جنس موی بدنشان، توسط دوربین های مادون قرمز قابل تشخیص نیستند.


.:: ::.
بدون شرح
موضوع : تفریحی
نویسنده ادمین تاریخ ارسال چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 در ساعت 15:22

.:: ::.
مصاحبه با دکتر وحید ابوطالبی
موضوع :
نویسنده ادمین تاریخ ارسال جمعه هشتم مرداد 1389 در ساعت 18:41
 یک ماه از تعطیلات تابستان گذشت و بیکاری پس از استراحت مهم ترین پروژه ی  بچه ها در این مدت بود.در این بین جنای آقای صداقت تلاش هایی را برای برانگیختن تلاش های علمی دانشجویان رشته برق انجام دادند اما سرانجام پروژه ی پیشنهادیشون که همون ساخت ماشین حساب بود مشخص نشد.که البته با توجه به استقبال گسترده ی دانشجویان برقی احتمالا این پروژه مراحل پایانی کار رو می گذرونه.اما برای بیرون اومدن از این وضع رکود(هر چند دیرهنگام)، مصاحبه ای با دکتر ابوطالبی انجام شد و از ایشون خواسته شد توصیه هایی را که برای ایام تعطیلات دارند مطرح کنند.با توجه به اینکه ایشون مدیرگروه مخابرات و استاد مشاور الکترونیکی های 87 هستند توصیه هاشون می تونه راهگشا باشه.


آقای دکتر ممنون که وقتتون رو در اختیار دانشجویان 87 گذاشتید

بنده در خدمتم. (اگرچه احتمالا اغلب چیزهایی که خواهم گفت را همه بچه ها میدانند.)


1.به عنوان اولين سوال پيشنهادات کليتون براي ايام تعطيلات چي هست؟


من به طور کلي فکر مي کنم که چند کار را دانشجويان بايد در اوقات فراغتشان، از جمله در تابستان، پيگيري کنند:
تقويت زبان انگليسي (که به نظر من هيچ محدوديتي هم نبايد براي آن قائل شد و تا جاي ممکن بايد آن را ادامه داد)
 مرور درس ها و رفع اشکالات خود در دروس گذرانده شده
 آشنايي با نرم افزارهاي تخصصي برق
البته اينها مواردي است که به عنوان تکميل کار درسي دانشجويان تلقي مي شود، وگرنه به نظر من هر دانشجو بايد بسته به سلايق شخصي خود، مباحت مطالعاتي و کار فوق برنامه و غير درسي خود را هم در اوقات فراغتش دنبال کند.
به غير از اين موارد، اگر دوستاني هم هستند که هنوز هيچ آشنايي با کار عملي برقي (مدار بستن) ندارند (خصوصا ورودي هاي 88)، بد نيست که در فرصت تابستان يکي دو مدار ساده (حتي از کيت هاي نيمه آماده) را ببندند و در اين زمينه هم تجريه اي کسب کنند. براي اين کار، به غير از کيت هاي آماده و کتاب هاي مختلف 200 مدار و 300 مدار و ... ، کتاب The Art of Electronics (که با نام "هنر الکترونيک" به فارسي هم ترجمه شده) مي تواند مرجع مفيدي باشد.

2.معمولا به دانشجويان رشته برق توصيه مي شود که نرم افزارهاي اين رشته را حتما ياد بگيرند و مسلط باشند.جنابعالي کار روي چه نرم افزارهايي را براي دانشجويان کارشناسي گرايش هاي مختلف رشته برق توصيه مي کنيد؟باتوجه به اينکه دانشجويان ورودي 87 ترم چهار را تمام کرده اند (در صورت امکان توضيحاتي در مورد نرم افزارهاي پيشنهادي ارائه دهيد)


به نظر من مهم‌ترين نرم افزارهايي که دانشجويان رشته برق با آن سر و کار دارند، دو نرم افزار PSpice و MATLAB هستند.
PSpice به طور کلي يک نرم افزار شبيه سازي و تحليل مدارهاي الکتريکي است (به طور ساده، يعني همان کاري که ما معمولا در درس هاي مدار و الکترونيک انجام مي دهيم.) دانشجويان معمولا بعد از ترم 3 مي توانند کم کم کار با اين نرم افزار را شروع کنند و مثلا تحليل هاي مدار موجود در درس هاي مدار 1 و 2 و الکترونيک 1 را که قبلا دستي انجام مي داندد، با اين نرم افزار شبيه سازي کنند. البته اين نرم افزار به طور تخصصي بيشتر به گرايش الکترونيک مربوط است و شايد ساير گرايش هاي برق، در مقاطع تحصيلي بالاتر چندان با آن کار نداشته باشند.
MATLAB هم به طور کلي يک نرم افزار براي پياده سازي روابط رياضي است که به دليل توانايي ها و گسترگي فراوان آن، امروزه متخصصين اغلب گرايش هاي برق براي کارهاي شبيه سازي خود از آن بهره مي برند. (به طور خيلي ساده، MATLAB يک محيط برنامه نويسي است که امکانات و دستورات آماده شده ي زيادي را براي پياده سازي الگوريتم ها و روابط رياضي در اختيار برنامه نويس قرار مي دهد.) در مهندسي برق (خصوصا در مقاطع تحصيلات تکميلي) از اين نرم افزار براي شبيه سازي سيستم هاي کنترلي، شبيه سازي سيستم هاي مخابراتي، پردازش سيگنال و ... استفاده مي شود. دانشجويان دوره کارشناسي هم احتمالا بيشتر در درسهاي تجزيه و تحليل، کنترل خطي و آمار و احتمال مي توانند از قابليت هاي اين نرم افزار استفاده کنند.
در مورد میکروکنترلرها، نظر شخصی من این است که اگر بخواهم خیلی کلی و عمومی بگویم، آشنایی با آن را قبل از گذراندن درس میکروپروسسور (یا حداقل معماری کامپیوتر) خیلی برای دانشجویان در اولویت نمی بینم. البته همان طور که تاکید کردم، اولا این توصیه برای یک دانشجوی در حد متوسط است و اگر دوستانی هستند که واقعا توانایی هایی فراتر از بقیه در خود می بینند، می توانند زودتر شروع کنند، البته به شرط اینکه این کار باعث لطمه خوردن به مطالعات دروس اصلی آنها نشود. ثانیا،  این نظر شخصی من است و ممکن است همه چنین نظری نداشته باشند. به هر حال بد نیست در این مورد با چند نفر مشورت کنند.

3.توصيه تان براي مرور درس ها يا پيش خواني درس هاي ترم هاي آينده چيست؟به طور کلي پيش خواني دروس را توصيه مي کنيد؟


در مورد پيش خواني دروس، نظر خاصي ندارم. فکر مي کنم تاثير داشتن يا نداشتن آن کاملا به مدل درس خواندن هر فرد و علاوه بر آن به درس مورد نظر بستگي دارد.
اما در مورد مرور درس هاي قبلي، کاملا موافق هستم و همان طور که در سوال اول هم عرض کردم، به نظر من از فرصت تابستان بايد براي رفع اشکالات درسي ترم هاي قبل و آماده شدن براي درس بعدي آماده شويد. اگر فکر مي کنيد که مثلا يک مبحث از درس مدار يا الکترونيک 1 را متوجه نشده ايد، حتما آن را مجددا از مرجع اصلي درس يا مراجع کمکي آن مطالعه کنيد و به اندازه کافي تمرين حل کنيد تا روي آن مبحث مسلط شويد. اگر اين گونه اشکالات رفع نشود، معمولا باعث دردسرهاي خيلي بزرگتري در درس هاي بعدي خواهد شد و بعضا هيچوقت فرصتي براي جبران آن به دست نمي آيد.

4.براي دانشجوياني که قصد دارند دو سال ديگر در کنکور کارشناسي ارشد شرکت کنند،توصيه خاصي داريد؟آيا تست زني در اين فرصت مناسب هست؟


اگر توصيه سوال 3 را انجام داده اند، يا اينکه بر مطالب درس ها مسلط هستند، بد نيست که حداقل براي آشنايي با مدل سوالات کنکور ارشد، سوالات سال هاي قبل را بگيرند و سوالات مربوط به درس هايي که تا به حال گذرانده اند را بررسي و حل کنند، چون ممکن است مدل سوالاتي که در کنکور طرح مي شود با مدل سوالات آزمون ميان ترم و پايان ترم قدري متفاوت باشد. (اگرچه براي حل هر دوي آنها، بايد دانشجو بر مطالب درس مسلط باشد و آشنايي با راه حل هاي تستي و فوت و فن هاي عجيب و غريب حدس زدن جواب سوال! و ... ، هيچوقت نمي تواند جاي تسلط دانشجو بر درس را بگيرد.)


در پایان یک بار دیگه از ایشون به خاطر در اختیار گذاشتن وقتشون تشکر می کنیم.



.:: ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من



.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.